ثمره ی عشق ما امیررضاثمره ی عشق ما امیررضا، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 18 روز سن داره
مامان عاطفهمامان عاطفه، تا این لحظه: 37 سال و 11 ماه و 16 روز سن داره

نی نی ناز | نی نی ناز | نی نی ناز | نی نی ناز | نی نی ناز | وبلاگ امیر رضا رحیم زاده| نی نی ناز

اولین قدم زدن های امیررضا کوچولو و کلی شیطنت دیگه

بفرمایید ادامه مطلب سلام عزیزم.دیگه دیر ب دیر میام وبلاگت،دلیلشم اینه ک منو بدجور سرگرم خودت کردی و همش شیطتنت و شیطنت. منم لذت میبرم و حظ میکنم ازین همه انرژی. عزیزم از خواب ک بیدار میشی و تا چشای نازتو باز میکنی شروع میکنی به 4دست و پا کردن ...ما ادم بزرگا تا از خواب بیدار میشیم کمی تو رخت خواب میمونیم تا ب اصطلاح یخمون باز بشه...ولی تو تا چشت باز میشه میدوی.حالا یا مستقیم میری و یا رو مبل' بی نهایت اول مامانی و بعد بابایی شدی و مثل سایه دنبالمی.شدیدا عاشق آب بازی هستی. میبرمت تو حیاط و شلنگ رو ب آب گرم وصل میکنم و توکیف میکنی.هرروز آب بازی رو داری.هنوزم مثه نوزادی هات عااشق سشواری و سشوار بابایی رو سوزوندی!!! دیگه با رور...
7 خرداد 1393

اولین کتاب خوندن امیررضا و کلی شیطنت

سلام موش موشیه مامان. الان دارم این پست رو با گوشی میذارم ببینم میتونم با گوشی عکس آپلود کنم...خدا کنه ک بشه.عزیز دلم دندونای بالات هم ورم کرده خیلی بد جور شده.دلم برات میسوزه...خیلی درد میکشی...شبا مجبورم بهت استامینوفن بدم آخه یه دفعه اینقد جیغ میزنی  و اصلا لب ب می می نمیزنی و باید بغلت کنیم تا آروم بشی و می می رو بخوری. عزیزم ماشالله هر روز بلاتر از روز قبل میشی...از مبل میگیری و می ایستی و میری بالای مبل و بعد میری رو دسته ی مبل...باور کن دیگه نمیتونیم یه لحظه ازت غافل بشیم.میری رو دسته ی مبل و از اونجا میخوای بری رو مبل کناری. باور میکنی امروز داشتم برنج ابکش میکردم و تورو تو پذیرایی گذاشتم... یه دفه دیدم اومدی رو اپن!!!م...
15 ارديبهشت 1393

سفرنامه نوروزی مارکوپولو

سلام مارکوپولو...(بابایی در طول مسافرت مارکوپولو صدات میزد) ما روز سوم عید بعد از صرف ناهار در خونه ی باباجون حرکت کردیم به سمت مشهد. توی ماشین عقب رو آماده کرده بودیم برای شما گلم. و یا بغلم می می میخوردی و یا عقب لالا بودی و اگر هم بیدار میشدی خودت می نشستی و با اسباب بازی هات بازی میکردی. شب رسیدیم خونه عزیز جون خاله آتنا هم اونجا بود و با دیدن تو طبق معمول دعوا سر اینکه کی بگیرت شروع شد و شما هم غزیبی میکردی و نمیرفتی بغلشون و بغض میکردی و گریه هات شروع میشد. Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA ...
28 فروردين 1393

اولین پست سال 1393

سلام پسر از گل بهترم سال نو مبارک ...سال نود دو برای ما بهترین سال بود ،سال ورود تو از بهشت به آغوشمان بود...و سال نود وسه و سال های آینده بهترین خواهند بود زیرا که تو در آغوشمان و در کنارمان هستی. تو خانه یمان را پر کردی از عطر صدایت و چه شادمانه فریاد میکشی و ما را به زبان کودکانه ی خود صدا میزنی. . . عزيز دلم خيلي دلم برا وبلاگت تنگ شده بود.ما یه مسافرت 10 روزه به همراه عزیز جونینا داشتیم که خدا رو شکر خیلی خیلی بهمون خوش گذشت. انشالله در پست بعدی حتما مینویسم. آخه پر از عکس و خاطرست. عزیز دلم منو بابایی بهترین تحویل سال رو داشتیم و اونم به خاطر حضور گرم شما بود عزیزم. راستی عشقم این هم عکس سفره هفت سین. ...
18 فروردين 1393

آخرین پست سال13932

سلام عزیز دل مامان.این آخرین پست سال 1392. گل نازم برات بهترین ها رو از خدای مهربون میخوام و انشالله سال 93 سال خوبی برات باشه. گلم خیلی خوشحالم آخه اولین سال تحویلیه ک سه نفری هستیم.البته سال 92 هم سه نفری بودیم شما کوچولو بودی و تو دلم.............. یادش بخیر شیرینی و شکلات میخوردم و شما هم شیطنت میکردی. از روی مانتو هم تکونای خوشگلت دیده میشد و کلی حال میکردم چه ذوقی داشتم برای درست کردن سفره هفت سین با سه تا ماهی امیررضا ما 27 اسفند انشالله حرکت میکنیم به سمت مشهد و سال تحویلو با عزیز جونینا هستیم...برای همین زودتر هشت ماهگیت رو تبریک میگم و خیلی خوشحالم ک هشت ماه از بهترین روزا و شبهامو گذروندم...خوشحالم که هشت ماهه ،غیر...
25 اسفند 1392

هوراااااا اولین تجربه ی امیررضا

سلام گل نازم. هوراااااااااااااااااااااا هورااااااااااااا امیررضای نازم امروز هوراااااا شده.. آخ جونم مامان فدای پسرش بشه.خیلی عاشقتم خیلییییییییی. امروز در تاریخ ١٧/١٢/١٣٩٢شنبه ساعت 6:5 دقیقه شما دست منو گرفتی و فرو کردی تو دهنت. و من یه چیزی احساس کردم  در هفت ماه و بیست و دو روزگیت عزیزم با هر ترفندی بود دهنتو باز کردم و دیدم یه مروارید خوشگل از دل صدف زده بیرون وااای اینقد شاد شدم که نگو و نپرشس. بلند اینو برات خوندم و تو هم جیغ خوشحالی سر دادی نفسم:   امیررضا داره یه دندو ن قند میخوره از قندون فرشته ای مهربون براش آورده دندون   دندون پیشین مرکزی سمت راستت ن...
19 اسفند 1392

عشق بابا.....

ثمره عشق ما امیررضا 7 ماه و 19 روز و 17 ساعت و 11 دقیقه و 50ثانیه سن دارد. سلام گل باقالی. چطوری؟ خووووب از خودت بلا بازی در میاری. این چند روز شما آقا تر از قبل شدی.مثلا میشینی با فاصله روبروی tvو خیلی خوشگل tvمیبینی و بازی میکنی.   و اصلا به من کاری نداری.البته منم گاهی میام و بهت سر میزنم و قاطیه بازیت میشم که شما هم استقبال میکنی. میزنم شبکه پویا و عاشق یکی از پیام بازرگانی هاشی و در هر حالتی باشی و به هر کاری مشغول باشی با شنیدن این صدا چشمای نازتو میدوزی به tv و نگاه مکینی و گوش میدی. دیگه اینکه عاشق موبایلی و من که موبایلمو بهت نمیدم آخه اصلا دوس ندارم به موبایل عادت کنی ولی بجاش بابا محمود وقتی از س...
16 اسفند 1392